A 

wide view into the world of photography

Tuesday, March 27, 2007

1 - تجهیزات
بنام خدا

تصمیم گرفته ام که بحثی را در خصوص عکاسی ماکرو از حشرات شروع کنم. امیدوارم مورد توجه و استفاده عزیزان قرار بگیرد.
خوب فصل فصل شکوفائی طبیعت و شروع مجدد جنب و جوش حشرات است. همه ما خوب میدانیم گرم شدن هوا موجب تحرک بیشتر این گروه از جانوران است. بسیاری از آنها طعمه گونه های دیگر میشوند و ….. یکی از جذبه های عکاسی از حشرات همین صحنه های شکار آنهاست. پریدنشان به این سوی و آن سو …..
بحث امروز ما در خصوص انتخاب لوازم مناسب برای اینگونه برداشتهاست.
این بحث مربوط به برداشتهای با دقت زیاد است و شاید بیشتر مورد توجه دوستانی باشد که با دیدی تخصصی تر به این روش عکاسی نگاه می کنند. آنچه من خواهم گفت بیشتر مربوط به تجهیزات و برخی تکنیکهاست و بکار گیری این ابزار با سلایق و تفکرات متفاوت نتایج متفاوت خواهد داشت.

تجسم کنید که میخواهیم از یک حشره که طول بدنش به 15 تا 20 میلیمتر میرسد از روبرو (البته معمولا به زاویه ای نه چندان تند) و از فاصله نزدیک عکس بگیریم. برای اینکه سرتاسر بدن حشره را در وضوح داشته باشیم باید از چه لنزی استفاده کنیم؟ عدد دیاف چه خواهد بود؟ چه میزان نور لازم خواهیم داشت؟

اینگونه بنظر میرسد که برای این نوع برداشتها نیاز به ابزار مخصوص داریم.
این پیشنهاد من است:
1. دوربین عکاسی اس ال آر با حد اقل تفکیک 6 مگا پیکسل.
2. لنز ماکرو با حداقل فاصله کانونی 100 میلیمتر (در صورتی که لنز مخصوص ماکرو باشد بهتر است)
3. فلاش قوی، فلاشهای رینگ که جلوگیری از ایجاد سایه میکنند بهتر است اما فلاش های قوی با قابلیت تنظیم نور با استفاده از لنز نیز قابل استفاده هستند. فلاشهای سر خود دوربینها چندان برای این کار مناسب نیستند.

توضیح اینکه
- بسیاری از دوربین های غیر اس ال آر هم دارای لنزهای مجهز به مد ماکرو هستند، اما قابلیت انعطاف پذیری برای برداشتهای مطلوب از حشرات را ندارند. (البته از بعضی زوایای خاص امکان برداشت با اینگونه لنزها هست اما زیاد قابل اعتماد نیستتد).

اگر عمری باشد ادامه خواهم داد


Labels:

Saturday, March 24, 2007

اسپارتها و 300
بنام خدا

سخنی کوتاه در مورد ماهیت اسپارتها و نشانه هائی در فیلم.
یونان باستان صاحب تمدن و تفکر منسجم در حکومت منطقه ای خود بوده است، یکی از این شرایط حکومتی تیموکراسی بود ، این نوع حکومت ملقمه ای از سلطنت موروثی و شورای عمومی متشکل از دانه درشتها و ریش سفیدها. اسپارتها هسته اصلی حکومت را تشکیل میداده اند و بقیه که متشکل از اشراف و هلوت ها بودند وظیفه پشتیبانی و تغذیه ایشان را بر عهده داشته اند.
اسپارتها جامعه شخصی خودشان را با وسواسی عجیب هدایت میکرده اند. کودکان ناقص الخلقه و ضعیف در میان ایشان جائی نداشته (گوژپشت اسپارت الاصل حاضر در فیلم) و درمکانهای ناشناس رها می شده اند و آنهائی که سالم می مانند از همان کودکی تحت تعالیم نظامی قرار میگرفته اند.(صحنه های آغازین فیلم نشان دهنده این نکته است) کودکان پسر از هفت سالگی از خانواده جدا شده و تحت تعالیم رزمی پیشرفته قرار میگرفته اند (میتوان آنان را با نیروهای ویژه و کماندوهای کنونی مقایسه کرد).
اینان حرفه و شغل خاصی را در پیش نمیگرفته و از طریق بهره کشی و استثمار دیگران همچون کشاورزان (هلوت ها) گذران زندگی میکرده اند. اسپارتها به مسایل دنیائی اهمیت قائل نبودند و مصالح خود را فدای مصالح دیگران می کرده اند (حضور ایشان در حادثه جنگ با ارتش پرشیا در حدود 490 سال پیش از میلاد بر همین اساس است).


اینم یه فیلم جدید ، عجب فیلم قشنگیه این فیلم سیصد!!!
من این فیلم رو چند روز پیش بدست آوردم !. تا اونجائی که در منطقه ترموپیل اسپارتها تعداد زیادی احمق بی سلاح و جوشن رو تیکه پاره میکردند تماشا کردم و ولش کردم. اما بالاخره خودم رو راضی کردم بشینم تا آخر نیگاش کنم.
حالم بهم خورد، مبالغه تا چه حد؟! یه تپه نوردی نصفه روزه که میریم پوتین میپوشیم و کلاه نقاب دار و کرم ضد آفتاب و فراری دهنده حشرات و در سفرهای طولانی تر آفتابه هم با خودمون بر میداریم ، چطور شده که یه ارتش برای جنگیدن در مقابل سپاه عجیب و قدرتمند اسپارت (اسپارتها واقعا افراد تعلیم دیده و رزم آوری بوده اند) حرکت میکنه بدون کلاه خود و زره و لباس رزم ؟! کدوم احمقی موقع نبرد و یورش به دشمن شمشیرش رو بجای اینکه بصورت حمله به جلو داشته باشه بالای سرش میگیره ؟!
تازه ، وقتیم که به هدف میرسه پاینش نمیاره؟!
واقعا این بوده ارتش مقتدر پارس؟!!!
در این فیلم از حضور موجودی با خصوصیات بشر خبری نیست.
اسپارتها که موجوداتی هستند شبیه آدم ، با انرژی بی پایان و خستگی ناپذیر که بدون قوت و غذا زندگی میکنند. (البته شاه در میان کشتگان سیب گاز میزنه که نمیدونم از کجا آورده بود!!! آخه کوله پشتی که نداشتن ، لباسشون هم که جیب نداشت، شایدم جیب کشته های پرشیا رو زده بود). سرعت حرکت دستشان با شمشیر چنان سریع بود که به فیلمهای افسانه ای شرق دور گفته بود زکی!!!
سپاه اینوری هم یه مشت موجودات عجیب و غریب کج و کوله و عجق وجق بودن که شما نه میتونید نوع موجودیتشون رو تشخیص بدید ، نه نحوه پوشششون با پارسی ها تطبیق میکنه ، نه نحوه جنگیدنشون. البته کارگردان یا تهیه کننده یا سناریونویس یا ..... ژاپنی ها رو هم بی نصیب نگذاشتن و یه المان شرقی هم آوردن تو گود. (همون نقاب دارها)
بابا من انتظار ندارم سازنده این فیلم واقعا پارسی ها و رفتارشون رو بشناسه اما یه سری مسائل عمومی رو که باید رعایت میکرد!!! آخه کی بدون کلاه خود میره جنگ با گرز و شمشیر؟! این چه قد و قواره ائیه که واسه شاه ایران تدوین کردند؟! کی گفته که ایرانی ها سیاه پوست بودن؟! چطوری میشده یه ارتش میلیونی رو بدون داشتن بی سیم و موبایل و بلندگو و ..... در یک نبرد کنار هم جمع و رهبری کرد؟!....
راستش من هدف سازنده رو اینجوری درک کردم که او از یک قالب تاریخی که نهایتا به شکست قوم اسپارت میرسه استفاده کرده که به هویت اروپائیها حمله کنه.
گمون نمیکنم آمریکائیها این فیلم رو برای مقایسه ایران و غرب (آمریکا) ساخته باشن. بوش اگه غیرت داشته باشه حاضر نخواهد بود خودش رو بجای شاه اسپارت تجسم کنه چون اونوقت باید علاوه بر بر دوش کشیدن حماقتهای وی در نجابت زنش هم شک کنه. (همسر شاه به جنگ رفته اسپارت برای جلب رضایت مجلس خودش رو در اختیار یکی از وکلا قرار میده!!! بدون مقاومت).
البته همونطور که گفتم اگه بوش غیرت داشته باشه.

آیا واقعا با نشان دادن موجودات افسانه ای بجای ایرانیان و پارسیان میتوان اذهان مردم جهان را مسخ نمود؟ مردم جهان اینقدر احمقند؟!!!
1. شاه اسپارت بجای آنکه عاقلانه و با استفاده از روابط دیپلماتیک با دولت قدرتمند پرشیا برخورد کند به توصیه های مشاورش توجه نکرد و فقط با حرکت سر زنش که از قضای روزگار ملکه هم هست فرستاده ی پرشیا را که با شعار "زمین و آب" به دیدار او آمده بود می کشد. (این حرکت او باعث شروع جنگ میشود و آغاز خون ریزی)
2. شاه اسپارت متوجه نیست که یکی از وکلای قدرتمند مجلس سیاستگذار رشوه خوار و مهره دشمن است. (این مرد در غیاب او به سراغ همسرش رفت و خیال او را که در عین حال ملکه اسپارت هم بود مشوش نمود و در نهایت پس از اینکه همسر او را تصاحب کرد سعی در منحرف کردن نظر مجلس از حمایت شاه به جنگ رفته نمود).
3. شاه اسپارت به پیشنهاد کمک از سوی یک گروه جنگ آور غیر اسپارت یونانی که همگی هم متخصص هستند به صرف اینکه تخصص نیروهای من "امید" است جواب مثبت نمیدهد.!!! (این گروه در جائی به کمک او شتافتند اما در لحظه حساس تنهایش گذاشتند)
4. شاه اسپارت به پیشنهاد کمک مرد گوژپشت عقده ای توجه نکرد و او را از خود راند. (همین گوژپشت به ارتش پرشیا کمک کرد و با نشان دادن مسیری مخفی به ارتش او عقده اش را گشود).
5. شاه لیونیداس در جلسه ای دوستانه که با شاه پرشیا داشت به پیشنهاد او برای زنده ماندن و داشتن حکومتی بزرگ خودداری کرد. (این حرکت او باعث شد که قسمت اعظمی از ارتش کوچک او که البته در تاریخ حدود هفت هزار نفر متشکل از 300 رزمنده اسپارت ، برده هایشان و جنگجویان یونانی غیر اسپارت تسپيان‌ و لاسدمونيا تشکیل شده بود کشته شوند، بی نتیجه).
6. شاه اسپارت برای بار دوم به پیشنهاد شاه ایران برای زنده ماندن و ادامه حکومتش تحت لوای شاه ایران پاسخ منفی داد و باعث کشته شدن تمامی ارتشش شد.
(فقط یک نفر زنده ماند)
آنچه در این فیلم خشونت قوم پارس گفته میشد اصلا دیده نمی شد، تمام خشونت و از کشته پشته ساختن را قوم اسپارت به نمایش گذاشته اند. حتی تیر خلاص زدن به زخمی ها با حالتی شنیع و با چهره هائی کاملا راحت.
نوک پیکان این فیلم اروپا بوده نه ایرانیان و پارسها. هیچ نشانه ای از ایرانیان و پارسیان در این فیلم وجود ندارد.
اروپائیها هم از مکر صهیونیسم و تروریسم بین المللی ذهن در امان نیستند.

در مورد قسمتهای تاریخی راست و دروغش گردن مورخین