سلام
مدت زیادیه که با اینترنت سر و کار دارم، مثل خیلی های دیگه اما این اولین وبلاگی هست که بطور خصوصی مینویسم، گفته شده که مسئولیت نوشته ها عهده نویسندست. باشه قبول کردم. کمی در مورد خودم میگم.
اما نه، حوصله قلم فرسائی در مورد خودم ندارم و به چند جمله در مورد سابقه عکاسی خودم بسنده میکنم.
اولین عکسم رو در سال 1356 با یک دوربین لوبیتل 2 روسی گرفتم (هنوز دارمش)، تقریبا تمام عکسهای اون موقع روی فیلم های سیاه و سفید 120 میلیمتری و خانوادگی بود. در اولین فرصت چندتاشو اسکن میکنم و میذارم رو همین وبلاگ.
بعدها فیلم 120 رنگی هم وارد بازار شد و من استفاده میکردم. اون موقعها فکر میکردم اگه تو فریم یه آدم که فیگور هم گرفته وجود نداشته باشه عکاسی وقت تلف کردنه!!!. تمام چیزی که فکر من رو مشغول میکرد درست تنظیم کردن دوربین بود. تو قاب دوربین یه جدول داشتم که توش تنضیمات عکاسی با اون دوربین رونوشته بود :اگه آفتاب باشه سرعت اینقدر باید باشه و دیاف اونقدر! سایه اینجوری و ابری اونجوری....
کم کم دوربینهای مختلف رو امتحان کردم. تو یه جشن تولدم (نمیدونم چه سالی) یه دوربین هانیمکس با قطع 110 بدستم رسید. همچین بگی نگی اتومات بود.
دائیم دوتا دوربین پولاروید که با تکنیک جدید کار میکرد و عکسش به سرعت چاپ میشد رو در فاصله یکی دو سال خرید. شاید یکی دوتا عکس بیشتر با اون دورببینها نگرفتم اما برام جالب بود.
اولین باری که لذت عکاسی رو با یه دوربین حرفه ای چشیدم با یه دوربین کنون آ ای وان با قطع 135 بود. آقا چه کیفیتی داشت!!!
خلاصه عکاسی کار گرونی شد و چون در زندگی من اولویتی نداشت گذاشتمش کنار.
اما علاقش رو نه!.
6-7 سال پیش وب کم و پی سی کم اومد تو بازار و منم یکیشو گرفتم. اصلا تو فکر چاپ عکسها نبودم و همیشه دنبال پیدا کردن دستگاه های بهتری بودم. اوایل سال 2004 یه دوربین سونی SyberShot T1 خریدم. عجب کیفیتی داشت!!! راستشو بخواین تا اون موقع نمیدونستم عکاسی ماکرو یعنی چی. البته عکسهائی از سر و کله حشرات و بندپایان رو در مجله های مختلف از جمله نشنال جئوگرافیک میدیدم و احساس میکردم حتما لوازم بسیار بسیار خاص واسه این قبیل برداشت ها لازم هست L . ماه رمضان 2004 برادرم حمید که یکی دوسال بود مجدد عکاسی رو با دوربین های پیشرفته دیجیتال شروع کرده بود من رو با دوربین D70 نیکون آشنا کرد. اونجا بود که اختلاف کیفیت دوربین های SLR دیجیتال رو با امثال دوربین خودم دیدم ونگذاشتم حمید دوربینش رو با خودش ببره. نه اینکه فکر کنید کلاهش رو برداشتم! یه کم از پولشو دادم خدا شاهده...
همراه این دوربین سه تا لنز هم بود، همین تله 70-300 و ماکرو 105میلیمتری زیکما به انضمام یه 17-55 نیکون. به توصیه حمید عضو سایت عکس بلاگ به مدیریت آقای بنائی شدم.
مدت کمی نگذشته بود که به فکر تعویض دوربین با نوع دی 100 شدم و لنز 17-55 رو هم با یه 24-85 با دیاف 2.8 عوض کردم.
به توصیه یکی از دوستانم وارد سایت
فتو دات نت شدم. یه جورائی به دلیل کمبود سوژه هائی که استفاده دو منظوره داشته باشه (هم عکس بلاگ و هم دات نت) مجبور شدم به ماکرو رو کنم.
خلاصه این بود که وادار به استفاده از لنز 105 میلیمتری شدم. اصلا علاقه ای به کمپوزیشن های دست ساز ندارم و این موضوع منو به سمت زنبور و سوسک و مگس و .....کشوند.
رو این کار خیلی وقت گذاشتم ، تحقیق کردم و هزاران عکس رو تماشا کردم، رو دات نت ،
فتو زیک و ......
یه چیزائی یاد گرفتم که اگه خدا بخواد و عمری باقی باشه همینجا مینویسم ، شاید به درد کسی بخوره.
راستی مدت زیادی نیست که به کار آتلیه هم علاقمند شدم. هنوز اول راهم و در این مورد فعلا حرفی واسه گفتن ندارم.