در این پست و
تصویر امروزم خواستم محرم را از دید خودم نشان دهم. گفتم از لنز تله استفاده میکنم،
گفتم که کادر را هرچه بسته تر خواهم بست.
گفتم فقط سراغ چهره ائی خواهم رفت که خالصند. نپرسید از کجا میفهمی خالصند که "رنگ رخسار خبر میدهد از سر درون"
عکس اصلی پست را به چهرای اختصاص دادم از یک جوان سرخ و سفید "حاوی تمام احساساتی که باید یک مرد جوان داشته باشد"،
با موی مرتب به مد جدید و ژل زده.
زنجیر میزند.
و چه محکم هم میزند!!!
چرا؟ نه گمان کنیم که او نادان است و نمی داند" دهکده جهانی" یعنی چه، نه گمان کنیم که او معنی "تفکر فردی" را نمی شناسد. می شناسد و میداند که تفکر فردی می تواند همراه یا حتی منطبق با دید مذهبی باشد. او در زندگی خطوط قرمزی دارد، در مجلس عروسی پسر همسایه شان چنان قر میریزد و بشکن میزند که گوئی مطرب و متغنی زاده شده! و در مجلس عزای حسین بر سر و سینه میکوبد و گره بر ابروان انداخته و به بیگانه میگوید که این خط قرمز من است، اگر پایت را به خطا بر آن بگذاری صد برابر این ضربات را بر سر تو خواهم زد.
اینها را من در چهره این جوان خواندم، "چشم ها را باید شست"
تصویر امروز من روی سایت فتو کاملا هدف دار پست شد.
هیچگونه جذابیت بصری در آن دیده نمیشود، چه دارد؟ پوشش سیاه مردم؟ حال و هوای عزا؟ آن هم در شوم ترین روز سال؟ شوم ترین روز تاریخ؟!!!
خانم گلسا حیدری پرسیده اند پیام این تصویر چیست!!!
می گویم ، من میگویم که مهر یک مرد به یک زن و بالعکس هرگز منافی خط مذهبی ایشان نیست. هست؟ این بانو دست شوهرش را که در صف زنجیر زنان حسین با پای برهنه گام بر میدارد، میفشارد.
آیا نوع نگاه این بانو و خمش عاشقانه قامت مرد را بسوی او نمی بینید؟!!! آیا این یک پیام نیست؟ بگذریم که شاید شما نمی خواهید این پیام را ببینید، چرا که ممکن است با هیچ یک لایه های متفاوت ذهن شما منطبق نباشد.
من پیام شما را برای خانم قدیرزاده هم روی تصویر آخریشان دیدم. شما آن تصویر را با یکی از آن لایه ها منطبق یافتید "خودتان گفته اید".
بجوئید خانم حیدری، در لابلای دهلیز تو در توی ذهنتان بجوئید، حتما خواهید یافت، شاید قسمتی یا ذره ای از آنچه من خواسته ام بگویم.
آقای اربابون نگرانند، نگران به انحراف کشیده شدن یک عقیده. حق دارند، در جائی شنیدم که جهنم به آتش آنانی خواهد سوخت که قرآن را می خوانند، {نه برای قران که برای به رخ کشیدن صوت زیبایشان}.
هستند کسانی که ره افسانه میزنند در حالی که حقیقت را هم می بینند.
برادرم اگر طبل تویش خالی نباشد که صدائی ندارد و حنجره بی صدا چگونه حضور را نشان دهد؟ رجز خوانی و های هوی کردن اولین نشانه های ستیز است. مگر نه اینکه تمام هدف محرم به میدان کشیدن یزیدیان است و خون خواهی از حق؟!!! سرباز خودی چگونه بدون دیدن علم و کتل صف خودی را بیاید و گمراه اسیر دشمن نگردد؟!!! روی صفحه کامپیوتر شما برای راحت تر شدن عملکرد شما علامات وجود دارد "آیکون ها و شورت کاتها". علامات و سمبل ها لازمند.
آقای رستمی از این انحراف دچار تهوع می شوند و چندششان میشود. من با این تصاویر خواسته ام قسمتهای غیر چندش آور را نشان بدهم. شاید موفق نبوده ام.
امسال به یمن تحرکات دشمنانه آمریکائیها و دامن زدن به تفاوتهای شیعه و سنی، علما و عقلای ما فهمیدند که باید دستی بالا کنند. همایشی در قم برپا شد برای اصلاح فانکشنال مداحان. اما برادر، من سعی در قربال دید خودم دارم. میشود قسمتهای بی مایه اش را شست.
اگر بخواهیم از ابتزالش بگوئیم مثنوی هفتاد من هم خجل خواهد شد.
آقای امینی در این تصویر یک تقابل دیده اند و تمام آنچه من میخواهم بگویم این است که ، آنچه در این تصویر می بینیم یک تقابل نیست، که تفاهم است، تطابق است.
این
تصویر را تقدیم میکنم به سیامک عزیز. شاید دیدن حلقه بر دست این بانو حلالیت ایشان را اثبات کند.
التماس دعا