A 

wide view into the world of photography

Friday, February 2, 2007

درسهائی که من گرفتم



بنام خدا
گفته بودم که محرم را در تقویمم علامت زده ام،
خیال کردم بودم که خیلی کار کرده ام!!!
دریغا که این علامته بوده که تقویم ما را نشان کرده.!!!
نه،؟ نگاه کنید به صفحه اول سایت.
سال گذشته نیز درهمین زمان، در همین سایت بوده ایم. حجم کار کاملا مشهود است.

"اگه دیدین که من عکس اون حشره رو در حال پرواز نمایش دادم نه به این خاطر بوده که از خیل عکاس باشیان عاشورائی جا موندم! نه، واسه اینه که حس کرده بودم سیل عکس با حال و هوای محرم سرازیر خواهد شد، خواستم جلوی تکرار رو بگیرم.
اتفاقا راضی هم هستم، خوب کاری کردم….
شاید اگه منو چند نفر دیگه مثل خانم قدیر زاده و محمد شیرانی و توکلی و مهربخش یه جورائی متفاوت عمل نمیکردیم صفحه اول سایت یکنواخت میشد و کسالت آور ،نه؟
وقت هست، یعنی ایشالله که باشه."

میریم سر اصل مطلب.

محرم حاشیه های زیبائی دارد.
نمیخواهم توضیح اضافات بدهم ، چرا که اینگونه که میبینیم ، همه این زیبائیها را می بینند و آنان که میخواهند و میتوانند، ثبتشان میکنند.
کودکان،
کودکانی که پیشانی بند سبز و زرد و سیاه و سرخ بر پیشانی بسته و در آغوش و بر دوش پدران و مادران و حتی مادربزرگان و پدر بزرگ به خیابانهای محرم آمده اند.
اینان شکار عکاس باشیانی میشوند که همچون عقابان تیز چشم، لابلای بوته های خیل جماعت عزادار در پی صید میکاوند و بی رحمانه ماشه را میچکانند.
امروز و دیروز چند شات زیبا و دیدنی دیده ام.

محمد رحیمی، شکارچی را شکار کرده. او در کادری نه چندان موزون و کمی کمرنگ از حال و هوای عزا یکی از این عقابان را در حال شکار دو کودک که با تعجب چشم در چشم دوربین او دوخته اند به تور انداخته است. تصویر او میگوید که شکارچی ما کاملا حرفه ایست. او با نشان دادن گردی دهانه لنز دوربینش توجه هدف را بخود جلب کرده و آنان را از حال خود خارج کرده (در اینجا هنر عکاسی تعطیل میگردد و باید به دنبال هدف دیگری رفت). شاید خروجی دوربین او فقط یک عکس خبری باشد. (او یک خبرنگار است و هنر او حمع آوری تصاوری است که به اخبارش الصاق کند).

سیامک یک کادر خیلی بسته را به نمایش گذاشته، پوشش لب و دهان کودک باعث شده است که چشمان معصوم او در یک قاب سبز و حاشیه پیچازی چفیه چشم بیننده را گرفتار کند.

مهدی امیری کادری با دو وزن را به نمایش گذاشته، حرکت زنجیرزنان عقربک ترازو را به سمت خویش گردانده. گوئی کودک اصلا آنجا نیست، با اینکه در نقطه وضوح کادر قرار دارد یا هیچ وزنی ندارد یا خیلی سبک است، و اگر عنوان لحظه بر آن نبود این تصویر یک امتیاز منفی در سابقه صاحبش ثبت میکرد.

حمید سلطان آبادی کودکی را سوار بر دوش دیده ، حالت جذاب کودک را که با وضعیتی زیبا دست بزیر چانه زده و تکیه گاه آرنجش هم خوب، در عکس معلوم است. این یک عکس ساده است. جماعت در تصویر دیده میشوند اما هوائی از محرم نه، نشانی از عزاداری نیست الا پوشش مشکی خود کودک. نگاه مستقیم تکیه گاه به دوربین نیز باید حذف میشد.

محمد حسامیان هم یک عکس به نمایش گذاشته. محمد گفته است "محرم و کودکان" اما من این تصویر را به این سادگی قبول نمیکنم.
چفیه و پیشانی بند برای اعاده هوای محرم کافیست که هر دو کودک حاضر در این تصویر دارند. این که خیلی ساده است، عادی است و نکته خاصی را نمی رساند. اما در این تصویر یک چهره متمایز میبینم، چهره ای نگران (سمت راست)، چشمانی درشت و روشن، شکلاتی را با تمام حس بچه گانه اش بدندان گرفته.
آری ، به همین سادگی میشود یکی از حاشیه های محرم (حضورکودکان) را با تمام حال و هوایش ثبت کرد.
البته محمد در تدوین عکس برای نمایش کم لطفی کرده. این تصویر که من میبینم همچون صدفی است که لازم بوده صیاد مروارید درونش را با نیش چاقو بیرون می کشید. یک برش عمودی و حتی استاندارد میتواند به این امر کمک کند.
من این تصویر را به تیغ چاقوی فتو شاپ سپردم.
! !
من از این چند تصویر چند درس گرفتم.
1. از کار سیامک به این پی میبرم که میشود موضوعات بزرگ را در بسته ترین کادرها هم جای داد.
2. موضوع تصویر مهدی امیری میگوید، یک عکاس خبری بیشتر به خبر فکر میکنه تا هنر.
3. آنچه از عکس مهدی امیری می آموزم این است که لازم نیست حتما اصل موضوع در وضوح قرار بگیرد. میشود که وزن زمینه بچربد بر آنچه در وضوح و نقاط پیشین (همون فورگزاند) قرار دارد.
میگوید که فوکوس بر دو قسم است. فوکوس فیزیکی که با چرخش عدسی ها و تنظیم فاصله کانونی بدست می آید و فوکس حسی، نقطه هائی که شاخکهای حسی و بینش عکاس آنها را شناخته و شاتر را می چکاند.
4. عکس حمید سلطان آبادی میگوید، عکس برای نمایش موضعش نیاز به علامت دارد و نشان.
5. عکس محمد میگوید، کارهای رئال و برداشتهای زنده همیشه خالص دست نمی دهند، گاهی تمامی آنچه را که هدف عکاس هست را در بر دارند اما نه به تنهائی و عناصر غیر ضروری یا حتی مضر نیز خودشان را در کادر جای میدهند (چه بخواهی، چی نخواهی)(هرچند که در این تصویر نکته مضر دیده نمیشود) یک برش ، کمی تنظیم نور و شاید یک فیلتر میتواند به خلوص موضوع و ایجاد جذابیت بصری در عکس کمک کند.

- حتما اشتباهاتی داشته ام که امید دارم ببخشید و در تصحیح تفکرم کمکم کنید.



Labels:

2 نظر:
سلام مجيد عزيز
چه نكات خوب و خاصي را مطرح نموده ايد
كار با ارزشيست اينگونه نقد دسته جمعي حول يك موضوع و تم
و سپاسگزارم كه اثر ساده مرا نيز بي بهره نگذاشته ايد
مي پذيرم كه بهتر از اين ميتوانست باشد و برش شما و سياه و سفيد آن نيز حقيقتا تاثيري قويتر داشت
اما عنوان عكس را خيلي كلي زده بودم حساسيت خاصي به عنوان نداشتمك ضمن اينكه آنگونه كه بايد هم عنوان مناسبي به ذهنم خطور ننمود
اما در آن غوغاي مراسم كه بناگاه اين دو كودك را ديدم كه با اينكه متاثر از شور و هواي عاشورا بودند ليكن خصوصيات فطري كودكانه شان بروز نمود و شكلات ها براي ثانيه هايي در دهان فريز ماند
اما دريافتم و ميدانستم كودك در هر شرايطي باز هم كودك است و اين مصداقي بود بر اين تصور...آيا من و شما در حال و هواي متاثر كننده و گريان ظهر عاشورا چنين مي كنيم؟
اين معصوميت كودكانه است كه نگاه نگران و ناراحت كودك را ميبينيم و همزمان با آن شكلاتش را در دهان ميگذارد
باز هم سپاسگزارم از نقدتان و بررسيتان و ورك شاپ و راهنمايي تان
قربان شما
محمد حساميان

سلام مجيد عزيز
چه نكات خوب و خاصي را مطرح نموده ايد
كار با ارزشيست اينگونه نقد دسته جمعي حول يك موضوع و تم
و سپاسگزارم كه اثر ساده مرا نيز بي بهره نگذاشته ايد
مي پذيرم كه بهتر از اين ميتوانست باشد و برش شما و سياه و سفيد آن نيز حقيقتا تاثيري قويتر داشت
اما عنوان عكس را خيلي كلي زده بودم حساسيت خاصي به عنوان نداشتم ضمن اينكه آنگونه كه بايد هم عنوان مناسبي به ذهنم خطور ننمود
اما در آن غوغاي مراسم كه بناگاه اين دو كودك را ديدم كه با اينكه متاثر از شور و هواي عاشورا بودند ليكن خصوصيات فطري كودكانه شان بروز نمود و شكلات ها براي ثانيه هايي در دهان فريز ماند
دريافتم و ميدانستم كه كودك در هر شرايطي باز هم كودك است و اين مصداقي بود بر اين تصور...آيا من و شما در حال و هواي متاثر كننده و گريان ظهر عاشورا چنين مي كنيم؟
اين معصوميت كودكانه است كه از سويي نگاه نگران و ناراحت كودك را ميبينيم و همزمان با آن شكلاتش را در دهان ميگذارد
باز هم سپاسگزارم از نقدتان و بررسيتان و ورك شاپ و راهنمايي تان
قربان شما
محمد حساميان