<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/'><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303</id><updated>2007-03-27T14:14:17.735-07:00</updated><title type='text'>Majid Alinezhad´s Weblog</title><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/index.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default'></link><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://majid.wide10.com/atom.xml'></link><author><name>Majid</name></author><generator version='7.00' uri='http://www2.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>14</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303.post-8836665013798222435</id><published>2007-03-27T14:02:00.000-07:00</published><updated>2007-03-27T14:11:39.115-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ماکرو حشرات'></category><title type='text'>1 - تجهیزات</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;بنام خدا&lt;/strong&gt;&lt;br/&gt;&lt;/div&gt;&lt;br/&gt;تصمیم گرفته ام که بحثی را در خصوص عکاسی ماکرو از حشرات شروع کنم. امیدوارم مورد توجه و استفاده عزیزان قرار بگیرد.&lt;br/&gt; خوب فصل فصل شکوفائی طبیعت و شروع مجدد جنب و جوش حشرات است. همه ما خوب میدانیم گرم شدن هوا موجب تحرک بیشتر این گروه از جانوران است. بسیاری از آنها طعمه گونه های دیگر میشوند و ….. یکی از جذبه های عکاسی از حشرات همین صحنه های شکار آنهاست. پریدنشان به این سوی و آن سو …..&lt;br/&gt;بحث امروز ما در خصوص انتخاب لوازم مناسب برای اینگونه برداشتهاست.&lt;br/&gt;  این بحث مربوط به برداشتهای با دقت زیاد است و شاید بیشتر مورد توجه دوستانی باشد که با دیدی تخصصی تر به این روش عکاسی نگاه می کنند. آنچه من خواهم گفت بیشتر مربوط به تجهیزات و برخی تکنیکهاست و بکار گیری این ابزار با سلایق و تفکرات متفاوت نتایج متفاوت خواهد داشت.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;تجسم کنید که میخواهیم از یک حشره که طول بدنش به 15 تا 20 میلیمتر میرسد از روبرو (البته معمولا به زاویه ای نه چندان تند) و از فاصله نزدیک عکس بگیریم.  برای اینکه سرتاسر بدن حشره را در وضوح داشته باشیم باید از چه لنزی استفاده کنیم؟ عدد دیاف چه خواهد بود؟ چه میزان نور لازم خواهیم داشت؟&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;اینگونه بنظر میرسد که برای  این نوع برداشتها نیاز به ابزار مخصوص داریم.&lt;br/&gt;این پیشنهاد من است:&lt;br/&gt;1. دوربین عکاسی  اس ال آر با حد اقل تفکیک 6 مگا پیکسل.&lt;br/&gt;2. لنز ماکرو با حداقل فاصله کانونی 100 میلیمتر (در صورتی که لنز مخصوص ماکرو باشد بهتر است)&lt;br/&gt;3. فلاش قوی، فلاشهای رینگ که جلوگیری از ایجاد سایه میکنند بهتر است اما فلاش های قوی با قابلیت تنظیم نور با استفاده از لنز  نیز قابل استفاده هستند.  فلاشهای سر خود دوربینها چندان برای این کار مناسب نیستند.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;strong&gt;توضیح اینکه &lt;/strong&gt;&lt;br/&gt;- بسیاری از دوربین های غیر اس ال آر هم دارای لنزهای مجهز به مد ماکرو هستند، اما قابلیت انعطاف پذیری برای برداشتهای مطلوب از حشرات را ندارند. (البته از بعضی زوایای خاص امکان برداشت با اینگونه لنزها هست اما زیاد قابل اعتماد نیستتد).&lt;br/&gt;&lt;/div&gt;&lt;br/&gt;&lt;i&gt;اگر عمری باشد ادامه خواهم داد&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&lt;br/&gt;&lt;/i&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br/&gt;&lt;/div&gt;&lt;br/&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/2007/03/1.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/8836665013798222435'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/8836665013798222435'></link><author><name>Majid</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303.post-4491446726858015105</id><published>2007-03-24T22:25:00.000-07:00</published><updated>2007-03-25T07:36:18.491-07:00</updated><title type='text'>اسپارتها و 300</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;بنام خدا&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;سخنی کوتاه در مورد ماهیت اسپارتها و نشانه هائی در فیلم.&lt;br /&gt;یونان باستان صاحب تمدن و تفکر منسجم در حکومت منطقه ای خود بوده است، یکی از این شرایط حکومتی تیموکراسی بود ، این نوع حکومت ملقمه ای از سلطنت موروثی و شورای عمومی متشکل از دانه درشتها و ریش سفیدها. اسپارتها هسته اصلی حکومت را تشکیل میداده اند و بقیه که متشکل از اشراف و هلوت ها بودند وظیفه پشتیبانی و تغذیه ایشان را بر عهده داشته اند.&lt;br /&gt;اسپارتها جامعه شخصی خودشان را با وسواسی عجیب هدایت میکرده اند. کودکان ناقص الخلقه و ضعیف در میان ایشان جائی نداشته (گوژپشت اسپارت الاصل حاضر در فیلم) و درمکانهای ناشناس رها می شده اند و آنهائی که سالم می مانند از همان کودکی تحت تعالیم نظامی قرار میگرفته اند.(صحنه های آغازین فیلم نشان دهنده این نکته است) کودکان پسر از هفت سالگی از خانواده جدا شده و تحت تعالیم رزمی پیشرفته قرار میگرفته اند (میتوان آنان را با نیروهای ویژه و کماندوهای کنونی مقایسه کرد).&lt;br /&gt;اینان حرفه و شغل خاصی را در پیش نمیگرفته و از طریق بهره کشی و استثمار دیگران همچون کشاورزان (هلوت ها) گذران زندگی میکرده اند. اسپارتها به مسایل دنیائی اهمیت قائل نبودند و مصالح خود را فدای مصالح دیگران می کرده اند (حضور ایشان در حادثه جنگ با ارتش پرشیا در حدود 490 سال پیش از میلاد بر همین اساس است).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;اینم یه فیلم جدید ، عجب فیلم قشنگیه این فیلم سیصد!!!&lt;br /&gt;من این فیلم رو چند روز پیش بدست آوردم !. تا اونجائی که در منطقه ترموپیل اسپارتها تعداد زیادی احمق بی سلاح و جوشن رو تیکه پاره میکردند تماشا کردم و ولش کردم. اما بالاخره خودم رو راضی کردم بشینم تا آخر نیگاش کنم.&lt;br /&gt;حالم بهم خورد، مبالغه تا چه حد؟! یه تپه نوردی نصفه روزه که میریم پوتین میپوشیم و کلاه نقاب دار و کرم ضد آفتاب و فراری دهنده حشرات و در سفرهای طولانی تر آفتابه هم با خودمون بر میداریم ، چطور شده که یه ارتش برای جنگیدن در مقابل سپاه عجیب و قدرتمند اسپارت (اسپارتها واقعا افراد تعلیم دیده و رزم آوری بوده اند) حرکت میکنه بدون کلاه خود و زره و لباس رزم ؟! کدوم احمقی موقع نبرد و یورش به دشمن شمشیرش رو بجای اینکه بصورت حمله به جلو داشته باشه بالای سرش میگیره ؟!&lt;br /&gt;تازه ، وقتیم که به هدف میرسه پاینش نمیاره؟!&lt;br /&gt;واقعا این بوده ارتش مقتدر پارس؟!!!&lt;br /&gt;در این فیلم از حضور موجودی با خصوصیات بشر خبری نیست.&lt;br /&gt;اسپارتها که موجوداتی هستند شبیه آدم ، با انرژی بی پایان و خستگی ناپذیر که بدون قوت و غذا زندگی میکنند. (البته شاه در میان کشتگان سیب گاز میزنه که نمیدونم از کجا آورده بود!!! آخه کوله پشتی که نداشتن ، لباسشون هم که جیب نداشت، شایدم جیب کشته های پرشیا رو زده بود). سرعت حرکت دستشان با شمشیر چنان سریع بود که به فیلمهای افسانه ای شرق دور گفته بود زکی!!!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;سپاه اینوری هم یه مشت موجودات عجیب و غریب کج و کوله و عجق وجق بودن که شما نه میتونید نوع موجودیتشون رو تشخیص بدید ، نه نحوه پوشششون با پارسی ها تطبیق میکنه ، نه نحوه جنگیدنشون. البته کارگردان یا تهیه کننده یا سناریونویس یا ..... ژاپنی ها رو هم بی نصیب نگذاشتن و یه المان شرقی هم آوردن تو گود. (همون نقاب دارها)&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;بابا من انتظار ندارم سازنده این فیلم واقعا پارسی ها و رفتارشون رو بشناسه اما یه سری مسائل عمومی رو که باید رعایت میکرد!!! آخه کی بدون کلاه خود میره جنگ با گرز و شمشیر؟! این چه قد و قواره ائیه که واسه شاه ایران تدوین کردند؟! کی گفته که ایرانی ها سیاه پوست بودن؟! چطوری میشده یه ارتش میلیونی رو بدون داشتن بی سیم و موبایل و بلندگو و ..... در یک نبرد کنار هم جمع و رهبری کرد؟!....&lt;br /&gt;راستش من هدف سازنده رو اینجوری درک کردم که او از یک قالب تاریخی که نهایتا به شکست قوم اسپارت میرسه استفاده کرده که به هویت اروپائیها حمله کنه.&lt;br /&gt;گمون نمیکنم آمریکائیها این فیلم رو برای مقایسه ایران و غرب (آمریکا) ساخته باشن. بوش اگه غیرت داشته باشه حاضر نخواهد بود خودش رو بجای شاه اسپارت تجسم کنه چون اونوقت باید علاوه بر بر دوش کشیدن حماقتهای وی در نجابت زنش هم شک کنه. (همسر شاه به جنگ رفته اسپارت برای جلب رضایت مجلس خودش رو در اختیار یکی از وکلا قرار میده!!! بدون مقاومت).&lt;br /&gt;البته همونطور که گفتم اگه بوش غیرت داشته باشه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا واقعا با نشان دادن موجودات افسانه ای بجای ایرانیان و پارسیان میتوان اذهان مردم جهان را مسخ نمود؟ مردم جهان اینقدر احمقند؟!!!&lt;br /&gt;1. شاه اسپارت بجای آنکه عاقلانه و با استفاده از روابط دیپلماتیک با دولت قدرتمند پرشیا برخورد کند به توصیه های مشاورش توجه نکرد و فقط با حرکت سر زنش که از قضای روزگار ملکه هم هست فرستاده ی پرشیا را که با شعار "زمین و آب" به دیدار او آمده بود می کشد. (این حرکت او باعث شروع جنگ میشود و آغاز خون ریزی)&lt;br /&gt;2. شاه اسپارت متوجه نیست که یکی از وکلای قدرتمند مجلس سیاستگذار رشوه خوار و مهره دشمن است. (این مرد در غیاب او به سراغ همسرش رفت و خیال او را که در عین حال ملکه اسپارت هم بود مشوش نمود و در نهایت پس از اینکه همسر او را تصاحب کرد سعی در منحرف کردن نظر مجلس از حمایت شاه به جنگ رفته نمود).&lt;br /&gt;3. شاه اسپارت به پیشنهاد کمک از سوی یک گروه جنگ آور غیر اسپارت یونانی که همگی هم متخصص هستند به صرف اینکه تخصص نیروهای من "امید" است جواب مثبت نمیدهد.!!! (این گروه در جائی به کمک او شتافتند اما در لحظه حساس تنهایش گذاشتند)&lt;br /&gt;4. شاه اسپارت به پیشنهاد کمک مرد گوژپشت عقده ای توجه نکرد و او را از خود راند. (همین گوژپشت به ارتش پرشیا کمک کرد و با نشان دادن مسیری مخفی به ارتش او عقده اش را گشود).&lt;br /&gt;5. شاه لیونیداس در جلسه ای دوستانه که با شاه پرشیا داشت به پیشنهاد او برای زنده ماندن و داشتن حکومتی بزرگ خودداری کرد. (این حرکت او باعث شد که قسمت اعظمی از ارتش کوچک او که البته در تاریخ حدود هفت هزار نفر متشکل از 300 رزمنده اسپارت ، برده هایشان و جنگجویان یونانی غیر اسپارت تسپيان‌ و لاسدمونيا تشکیل شده بود کشته شوند، بی نتیجه).&lt;br /&gt;6. شاه اسپارت برای بار دوم به پیشنهاد شاه ایران برای زنده ماندن و ادامه حکومتش تحت لوای شاه ایران پاسخ منفی داد و باعث کشته شدن تمامی ارتشش شد.&lt;br /&gt;(فقط یک نفر زنده ماند)&lt;br /&gt;آنچه در این فیلم خشونت قوم پارس گفته میشد اصلا دیده نمی شد، تمام خشونت و از کشته پشته ساختن را قوم اسپارت به نمایش گذاشته اند. حتی تیر خلاص زدن به زخمی ها با حالتی شنیع و با چهره هائی کاملا راحت.&lt;br /&gt;نوک پیکان این فیلم اروپا بوده نه ایرانیان و پارسها. هیچ نشانه ای از ایرانیان و پارسیان در این فیلم وجود ندارد.&lt;br /&gt;اروپائیها هم از مکر صهیونیسم و تروریسم بین المللی ذهن در امان نیستند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;در مورد قسمتهای تاریخی راست و دروغش گردن مورخین</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/2007/03/300_24.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/4491446726858015105'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/4491446726858015105'></link><author><name>Majid</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303.post-934357622522235137</id><published>2007-03-02T14:27:00.000-08:00</published><updated>2007-03-03T23:33:55.290-08:00</updated><title type='text'>عکس عکس است</title><content type='html'>&lt;strong&gt;عکس  عکس است&lt;/strong&gt;&lt;br/&gt;مدتی است تعریف عکس دچار دوگانگی شده، دیجیتال و فیلم. عکس، عکس است. ثبت یک لحظه با مشخصات واقعی، آنچه که هست ، با همان رنگها و همان ابعاد. &lt;br/&gt;در صفحه 38 شماره 58 مجله دوربین عکاسی مطلبی میخوانیم به عنوان "ارزش عکس دیجیتال" که بدست آقای مهران افشارنیا نگاشته شده است. با توجه به مدت زیادی که از حضور دوربینهای دیجیتالی میگذرد دیده میشود که هنوز این دوگانگی از بین نرفته و من در متن این مقاله که در آخرین شماره مجله تخصصی عکس و عکاسی نیز چاپ شده میبینم، در این مقاله  ایشان در پایان مقاله شان با کمال تواضع درخواست کمک برای اصلاح مطالبشان نموده اند. این حقیر مختصر مطالبی را در این خصوص جمع آوری کرده ام که ذیلا تقدیم می نمایم.&lt;br/&gt;من در برخی محافل و مقالات مختلف که به موضوع عکس و عکاسی دیجیتالی پرداخته میشد به نکته ای بسیار مهم در این خصوص بر خوردم. نکته این است که تمامی متکلمین و نگارنده ها بدون ارائه تعاریف کامل و تفکیک به دعوای بین روشهای سنتی این هنر و  دیجیتالی آن دامن زده اند. در اینجا به تعریف این اسامی و اصطلاحات می پردازیم.&lt;br/&gt;دوربین عکاسی دیجیتالی:&lt;br/&gt;به وسایلی گفته میشود که دوربین عکاسیند اما پشت عدسی ها و پرده هایشان بجای فیلم ، صفحه حساس به نور الکترونیکی دارند.&lt;br/&gt;توضیح &lt;br/&gt;&lt;i&gt;فن آوری دیجیتال چگونه وارد هنر عکاسی شد؟&lt;br/&gt;ورود تکنولژی دیجیتال به جرگه عکس و عکاسی چیز جدیدی نیست. چند سوال از خودمان میپرسیم, چندین سال است که دوربینها و لوازم عکاسی برای نورسنجی و تنظیم و عملیات اتوماتیک از فن آوری دیجیتال استفاده میکنند؟ چند سال است که اسکنرها تصاویر را از روی کاغذ یا فیلم جذب کرده و تبدیل به فایلهای دیجیتالی میکنند؟ چند سال است که تجهیزات و دستگاه های چاپ پیشرفته که از فن آوری دیجیتالی استفاده می کنند به بازار آمده اند؟ &lt;br/&gt;خیلی پیشتر از ورود دوربینهای دیجیتالی (به تعریف فعلی) , نرم افزارهای ویرایشگر تصاویر به بازار آمده اند. &lt;br/&gt;پس چه چیزی دعوای سنتی و دیجیتال را بپا کرده؟ بهتر بگوئیم, صف آرائی عکاسی سنتی در مقابل فن آوری دیجیتال.&lt;br/&gt;بلی , این فن آوری پس از تسخیر ابزار نور سنجی و فاصله یابی و .... آخرین رزمنده خود را به میدان این هنر فرستاد. صفحه های الکترونیکی حساس به نور (که البته آن هم چیز جدیدی نبوده* ).&lt;br/&gt;از زمانی که این صفحه ها بجای فیلم پشت عدسی ها نشستند هنر عکاسی با وسایل دیجیتالی زاده شد ودوربین های عکاسی دیجیتالی به بازار آمدند. &lt;br/&gt;در ابتدا این نوزاد را جدی نگرفتیم. چرا؟&lt;br/&gt;چون ناقص الخلقه بود*.&lt;br/&gt;این دوربین تمام اتومات بود و قابلیتها و انعطاف دوربینهای اس ال آر را نداشت و حوزه عملیاتش از برداشتهای اسناپ شاتها با کیفیت نه چندان خوب پیشتر نمی رفت.&lt;br/&gt;حتی سازنده گان این قبیل دستگاه ها در آغاز کمپانی های تولید کننده لوازم الکترونیکی و قطعات رایانه بودند ( Creative, Sony, D-link , Zoltrix  )من با توجه به اینکه خوانندگان این مطالب پیش زمینه لازم را دارند بجهت جلو گیری از اطاله کلام از توضیح برخی جزئیات خودداری میکنم)  &lt;br/&gt;سپس این فن آوری (صفحات دیجیتالی حساس به نور) مورد توجه کمپانی های تخصصی سازنده لوازم عکاسی مانند Conon, Olympus,  Nikon و .... قرار گرفت و با توجه به نوع تخصص این کمپانیها در ساخت دوربین عکاسی نسل جدید وبهتری از دوربینهای کامپکت دیجیتالی به بازار آمد.&lt;br/&gt;طرفداران روش فیلمی حتی این دوربینهای نسل جدید دیجیتالی را زیاد جدی نگرفتند اما با ظهور دورببینهای اس ال آر دیجیتالی بسیاری از طرفداران این هنر نظر به این فن آوری نمودند و عکاسی فیلمی به سنت پیوست و شد قدیمی.&lt;br/&gt;اما فقط قدیمی شد , حذف نشد و بنظر میرسد که همچنان برای کنار گذاشتن آن خیلی زود است. چرا که هنوز تکنولژی جدید نتوانسته دقت ثبت روی فیلم را بر صفحات سی سی دی یا سیماس ...... پیاده کند.!!!&lt;br/&gt;اما نباید از نظر دور داشت که در حال حاضر بسیاری از این کمپانی ها دوربینهای اس ال آر دیجیتالی را ارائه نموده اند که کیفیت آنها بسیار بسیار بالا و نزدیک به ثبت فیلمی است.&lt;/i&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;strong&gt;عکاسی دیجیتال:&lt;/strong&gt;&lt;br/&gt;عکاسی با دوربینهای عکاسی دیجیتالی ، هر نوع یا هر مارکی.&lt;br/&gt;&lt;strong&gt;عکس دیجیتالی:&lt;/strong&gt;&lt;br/&gt;عکسی است که بوسیله یکی از ابزار شناخته شده رایانه ای مانند دوربین های دیجیتالی یا اسکنرها تولید شده باشند.&lt;br/&gt;&lt;strong&gt;ویرایش دیجیتالی:&lt;/strong&gt;&lt;br/&gt;برای اینکه بتوان از ویرایشگرهای دیجیتالی استفاده کرد باید ابتدا تصاویر را به یکی از انواع  دیجیتالی تبدیل نمود. ما میتوانیم تصاویری که توسط لوازم سنتی تولید شده اند را با استفاده از اسکنرها به یکی از انواع دیجیتالی تبدیل و عمل ویرایش را با استفاده از ویراستارهای دیجیتالی مانند فتوشاپ ، یولید ، ..... اصلاح و پردازش نمود&lt;br/&gt;&lt;strong&gt;چاپ دیجیتالی:&lt;/strong&gt;&lt;br/&gt;شاید چندان مناسب نباشد که مسئله چاپ را نیز بین سنتی و دیجیتالی قرار دهیم و به مقایسه بنشینیم ، چرا که چاپ صاحب تکنولژی خاص و بسیار گسترده ایست که میتوان نتیجه آن را بدون در نظر گرفتن نوع برداشت (دیجیتالی یا سنتی)  و نحوه ویرایش (رتوش دستی یا رایانه ای) مورد بررسی و ارزیابی قرار داد.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;اکنون ما میتوانیم در مورد عکاسی دیجیتالی و دوربین دیجیتالی و مقایسه آن با عکاسی فیلمی یا سنتی و دوربینهای سنتی یا فیلمی (گاه به اشتباه آنالوگ خوانده میشوند) صحبت کنیم به نظر من در سطح اس ال آر پیشرفته دعوای بین این دو گروه بی دلیل است.چرا که سازندگان دوربینهای دیجیتالی سعی دارند عملکرد مکانیکی  و انعطاف پذیری و نهایتا نتیجه این وسایل را به نزدیکترین وضعیت با دوربینهای پیشرفته  اس ال آر فیلمی برسانند. شما میتوانید عمق میدان دلخواهتان را انتخاب کنید ، از هر لنزی که لازم باشد استفاده کنید، عدد دیاف را به خواست خودتان تغییر دهید، سرعت شاتر را تنظیم کنید، نور سنجی کنید، فاصله یابی کنید، انواع فیلترها ...... پولارویز ..... و اینها تمام ابزار یک عکاس برای تولید و خلق یک عکس است.&lt;br/&gt;در عکاسی دیجیتال فقط ابزار متفاوت است،همینکه خروجی یک دوربین دیجیتال چاپ شد دیگر دیجیتال نیست و خروجی  دوربین فیلمی میتواند بدون تغییر تبدیل به یک فایل دیجیتالی شود و درست به همین دلیل هم نمیتوان مسئله ویرایش و چاپ را به دامنه مقایسه عکاسی دیجیتالی کشاند زیرا شما میتوانید فیلم را به فایل دیجیتالی تبدیل کرده و بدست فتوشاپ بسپارید.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;عکس ، عکس است؛ ثبت آنچه من میبینم با همان رنگ ها ، همان ابعاد و همان حس. با هر وسیله ای، دوربین فیلمی یا دیجیتال ..... و ارزش یک عکس را دارد، در هر سبک یا گروه هنری.&lt;br/&gt;&lt;strong&gt;چیزی بنام عکس دیجیتال یا غیر دیجیتال معنائی ندارد.&lt;/strong&gt;&lt;br/&gt;والسلام&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;مطلب رو برای سردبیر محترم مجله دوربین عکاسی فکس کردم.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/2007/03/blog-post.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/934357622522235137'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/934357622522235137'></link><author><name>Majid</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303.post-1738104928256669183</id><published>2007-02-02T08:14:00.000-08:00</published><updated>2007-02-02T08:34:34.057-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='محرم  و کادر بسته'></category><title type='text'>درسهائی که من گرفتم</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://majid.wide10.com/uploaded_images/38841-2-721649.jpg"&gt;&lt;img src="http://majid.wide10.com/uploaded_images/38841-2-719243.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;div align="center"&gt;بنام خدا&lt;br/&gt;&lt;/div&gt;گفته بودم که محرم را در تقویمم علامت زده ام، &lt;br/&gt;خیال کردم بودم که خیلی کار کرده ام!!!&lt;br/&gt;دریغا که این علامته بوده که تقویم ما را  نشان کرده.!!!&lt;br/&gt;نه،؟ نگاه کنید به صفحه اول سایت.&lt;br/&gt;سال گذشته نیز درهمین زمان، در همین سایت بوده ایم. حجم کار کاملا مشهود است.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;"اگه دیدین که من عکس اون حشره رو در حال پرواز نمایش دادم نه به این خاطر بوده که از خیل عکاس باشیان عاشورائی جا موندم! نه، واسه اینه که حس کرده بودم سیل عکس با حال و هوای محرم سرازیر خواهد شد، خواستم جلوی تکرار رو بگیرم.&lt;br/&gt;اتفاقا راضی هم هستم، خوب کاری کردم….&lt;br/&gt;شاید اگه منو چند نفر دیگه مثل خانم قدیر زاده و محمد شیرانی و توکلی و مهربخش یه جورائی متفاوت عمل نمیکردیم صفحه اول سایت یکنواخت میشد و کسالت آور ،نه؟&lt;br/&gt;وقت هست، یعنی ایشالله که باشه."&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;میریم سر اصل مطلب.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;محرم حاشیه های زیبائی دارد. &lt;br/&gt;نمیخواهم توضیح اضافات بدهم ، چرا که اینگونه که میبینیم ، همه این زیبائیها را می بینند و آنان که میخواهند و میتوانند، ثبتشان میکنند.&lt;br/&gt;کودکان،&lt;br/&gt;کودکانی که پیشانی بند سبز و زرد و سیاه  و سرخ بر پیشانی بسته و در آغوش و بر دوش پدران و مادران و حتی مادربزرگان و پدر بزرگ به خیابانهای محرم آمده اند.&lt;br/&gt;اینان شکار عکاس باشیانی میشوند که همچون عقابان تیز چشم، لابلای بوته های خیل جماعت عزادار در پی صید میکاوند و بی رحمانه ماشه را میچکانند.&lt;br/&gt;امروز و دیروز چند شات زیبا و دیدنی دیده ام.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;a href="http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=38858"&gt;محمد رحیمی&lt;/a&gt;، شکارچی را شکار کرده. او در کادری نه چندان موزون و کمی کمرنگ از حال و هوای عزا یکی از این عقابان را در حال شکار دو کودک که با تعجب چشم در چشم دوربین او دوخته اند به تور انداخته است. تصویر او میگوید که شکارچی ما کاملا حرفه ایست.  او با نشان دادن گردی دهانه لنز دوربینش توجه هدف را بخود جلب کرده و آنان را از حال خود خارج کرده (در اینجا هنر عکاسی تعطیل میگردد و باید به دنبال هدف دیگری رفت). شاید خروجی دوربین او فقط یک عکس خبری باشد. (او یک خبرنگار است و هنر او حمع آوری تصاوری است که به اخبارش الصاق کند).&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;a href="http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=38838"&gt;سیامک&lt;/a&gt; یک کادر خیلی بسته را به نمایش گذاشته، پوشش لب و دهان کودک باعث شده است که چشمان معصوم او در یک قاب سبز و حاشیه پیچازی چفیه چشم بیننده را گرفتار کند.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;a href="http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=38835"&gt;مهدی امیری&lt;/a&gt; کادری با دو وزن را به نمایش گذاشته، حرکت زنجیرزنان عقربک ترازو را به سمت خویش گردانده. گوئی کودک اصلا آنجا نیست، با اینکه در نقطه وضوح کادر قرار دارد یا هیچ وزنی ندارد یا خیلی سبک است، و اگر عنوان لحظه بر آن نبود این تصویر یک امتیاز منفی در سابقه صاحبش ثبت میکرد. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;a href="http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=38854"&gt;حمید سلطان&lt;/a&gt; آبادی کودکی را سوار بر دوش دیده ، حالت جذاب کودک را که با وضعیتی زیبا دست بزیر چانه زده و تکیه گاه آرنجش هم خوب، در عکس معلوم است. این یک عکس ساده است. جماعت در تصویر دیده میشوند اما هوائی از محرم نه،  نشانی از عزاداری نیست الا پوشش مشکی خود کودک. نگاه مستقیم تکیه گاه به دوربین نیز باید حذف میشد.  &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;a href="http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=38841"&gt;محمد حسامیان&lt;/a&gt; هم یک عکس به نمایش گذاشته. محمد گفته است "محرم و کودکان" اما من این تصویر را به این سادگی قبول نمیکنم. &lt;br/&gt;چفیه و پیشانی بند برای اعاده هوای محرم کافیست که هر دو کودک حاضر در این تصویر دارند. این که خیلی ساده است، عادی است و نکته خاصی را نمی رساند. اما در این تصویر یک چهره متمایز میبینم، چهره ای نگران (سمت راست)، چشمانی درشت و روشن، شکلاتی را با تمام حس بچه گانه اش بدندان گرفته. &lt;br/&gt;آری ، به همین سادگی میشود یکی از حاشیه های محرم (حضورکودکان) را با تمام حال و هوایش ثبت کرد.&lt;br/&gt;البته محمد در تدوین عکس برای نمایش کم لطفی کرده. این تصویر که من میبینم همچون صدفی است که لازم بوده صیاد مروارید درونش را با نیش چاقو بیرون می کشید. یک برش عمودی و حتی استاندارد میتواند به این امر کمک کند.&lt;br/&gt;من این تصویر را به تیغ چاقوی فتو شاپ سپردم.&lt;br/&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;a href="http://i5.tinypic.com/3yi5xs0.jpg"&gt;!&lt;/a&gt; &lt;a href="http://i7.tinypic.com/2j1a7nq.jpg"&gt;!&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br/&gt;من از این چند تصویر چند درس گرفتم.&lt;br/&gt;1. از کار سیامک به این پی میبرم که میشود موضوعات بزرگ را در بسته ترین کادرها هم جای داد.&lt;br/&gt;2. موضوع تصویر مهدی امیری میگوید، یک عکاس خبری بیشتر به خبر فکر میکنه تا هنر.&lt;br/&gt;3. آنچه از عکس مهدی امیری می آموزم این است که لازم نیست حتما اصل موضوع در وضوح قرار بگیرد. میشود که وزن زمینه بچربد بر آنچه در وضوح و نقاط پیشین (همون فورگزاند) قرار دارد.&lt;br/&gt;میگوید که فوکوس بر دو قسم است. فوکوس فیزیکی که با چرخش عدسی ها و تنظیم فاصله کانونی بدست می آید و فوکس حسی، نقطه هائی که شاخکهای حسی و بینش عکاس آنها را شناخته و شاتر را می چکاند. &lt;br/&gt;4. عکس حمید سلطان آبادی میگوید، عکس برای نمایش موضعش نیاز به علامت دارد و نشان.&lt;br/&gt;5. عکس محمد میگوید، کارهای رئال و برداشتهای زنده همیشه خالص دست نمی دهند، گاهی تمامی آنچه را که هدف عکاس هست را در بر دارند اما نه به تنهائی و عناصر غیر ضروری یا حتی مضر نیز خودشان را در کادر جای میدهند (چه بخواهی، چی نخواهی)(هرچند که در این تصویر نکته مضر دیده نمیشود) یک برش ، کمی تنظیم نور و شاید یک فیلتر میتواند به خلوص موضوع و ایجاد جذابیت بصری در عکس کمک کند.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;- حتما اشتباهاتی داشته ام که امید دارم ببخشید و در تصحیح تفکرم کمکم کنید. &lt;br/&gt;&lt;/div&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/2007/02/blog-post.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/1738104928256669183'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/1738104928256669183'></link><author><name>Majid</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303.post-6771831849848698032</id><published>2007-01-31T02:18:00.000-08:00</published><updated>2007-01-31T10:16:59.097-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='محرم و کادر بسته'></category><title type='text'>پیشانی بر زنجیر</title><content type='html'>&lt;a href="http://majid.wide10.com/uploaded_images/DSC_5318-2-771118.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://majid.wide10.com/uploaded_images/DSC_5318-2-768760.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بنام خدا&lt;br /&gt;به یمن چند کامنتی که طی چند روز گذشته از ناحیه بعضی از دوستان دریافت کردم عکاسی دیروز و پریروزم هدف پیدا کرد.&lt;br /&gt;من و چندین عکاس دیگر لابلای دست و پا و زنجیر عزادارن می لولیدیم ....&lt;br /&gt;همانطور که گفته بودم لنز تله را بر دوربین سوار کرده بودم،&lt;br /&gt;چرا؟&lt;br /&gt;چون در پی چهره ها بودم،&lt;br /&gt;چهره هائی که گفته میشود صاحباشان محرم را نمیخواهند.&lt;br /&gt;گفته میشود جوانند و عزا و ماتم را دوست ندارند.&lt;br /&gt;گفته میشود که دیگر "هل من ناصر ینصرنی" را نخواند شنید.&lt;br /&gt;اما من آن چهره ها را در محرم و در صفوف عزای حسین دیدم.&lt;br /&gt;دیدم که لبیک گفته بودند و "یاحسین".&lt;br /&gt;دیدم که مصائب حسین را بخود گرفته و با زنجیر بر پیشانی خود میزنند.&lt;br /&gt;دیدم   &lt;a href="http://i7.tinypic.com/42vy5c4.jp"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://i18.tinypic.com/4hhnd00.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ودیدم آنان را که پیشانی بر زنجیر حسین نهادند وگفتند: "صبحان رب العلی و بحمده"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://i7.tinypic.com/2vwecsx.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://i9.tinypic.com/2akjvch.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;  &lt;a href="http://i7.tinypic.com/2gwrfh4.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://i15.tinypic.com/2hpkas1.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://i7.tinypic.com/473izio.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://i15.tinypic.com/44qvgy9.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;     &lt;br /&gt;   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دعایم کنید.</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/2007/01/blog-post_31.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/6771831849848698032'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/6771831849848698032'></link><author><name>Majid</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303.post-7179001734677200922</id><published>2007-01-26T02:12:00.000-08:00</published><updated>2007-01-31T06:36:53.868-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='محرم و کادر بسته'></category><title type='text'>محرم و لنز تله</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://majid.wide10.com/uploaded_images/main-757413.jpg"&gt;&lt;img src="http://majid.wide10.com/uploaded_images/main-754092.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br/&gt;&lt;strong&gt;بنام آفریدگارعشق&lt;/strong&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;/div&gt;&lt;br/&gt;&lt;strong&gt;لنز تله  و محرم&lt;/strong&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;او گام هایش را تندتر کرد و خود  را به صف زنجیر زنان رساند، در فاصله ای که ضربات طبل برای لحظاتی قطع    شد، کنارش بود، دستش را در دست گرفت، چنان چشم در چهره او دوخت که انگاری هم الان عاشوراست و هم اینجاست کربلا!!! و اگر رهایش کند خواهد رفت و خواهد رفت. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;انگاری که میگفت: "هستم در کنارت هم در خوشی و هم در غم، هم به خوشیت خواهم خندید و هم بر غمت خواهم گریست". &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;میبینم که عشق، آمیخته با مهر. یک دستش بسته به زنجیر عشق حسین و دست دیگرش را یار میفشارد، او در نقطه امن عشق ایستاده، چهره اش مملو از فریاد خون خواهی خون خداست و چشمانی او را که شال بر کمر بسته و پای برهنه گام در راه خدا دارد می پاید. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;من&lt;a href="http://i1.tinypic.com/449e105.jpg"&gt;  محرم&lt;/a&gt; را در تقویمم علامت زده ام.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;صبح تا ظهر عاشورا. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;خود، شور خاصی دارد و حاشیه های زیبا. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;شاید مشهد بهترین مکان برای برداشت از محرم باشه، چرا که هرساله این شهر بزرگ پذیرای  عزاداران حسینی از سراسر کشور است. تکایا وحسینیه های اختصاصی، ترک، لر، فارس، بلوچ و حتی خارجی ها از جمله افغانها، هندی و پاکستانی.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;پیر و جوان حضور دارند و هر یک به رسم خود عزاداری میکنند..&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;چه میبینیم؟ .... کودکان زیبای معصوم پیشانی بند "یاحسین"،&lt;a href="http://i10.tinypic.com/333iwdf.jpg"&gt; یا ابوالفضل&lt;/a&gt;" یا "یازهرا" بسته اند و بر دوش پدران یا آغوش مادران شکار عکاسانند.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;جوانانی که سینه های برهنه شان سرخ از ضرباتی است که خود برآن کوفته اند و کتف و شانه شان&lt;a href="http://i3.tinypic.com/4fyqiyc.jpg"&gt; کبود&lt;/a&gt; از نوازش زنجیر. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;آنانکه &lt;a href="http://i16.tinypic.com/29qmouq.jpg"&gt;علم&lt;/a&gt; داعیه دادخواهی حسین را بر دوش میکشند.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;میبینیم آنان را که سفیدی &lt;a href="http://i1.tinypic.com/2zog35u.jpg"&gt;مویشان&lt;/a&gt; می گوید: "تو دیگر توان تحمل حلاوت سرخ ستیز نداری" اما نمی دانم چه در سینه دارد که بر قدرت کوبش زنجیر می افزاید.!!!&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;من عکاس خبری نیستم، کوشش دارم چهارگوش عکسم را هر چه بسته تر و قوی تر ببندم. من در پی ثبت &lt;a href="http://i18.tinypic.com/4dri43o.jpg"&gt;چهره ای&lt;/a&gt; هستم که روحش آنجا نباشد.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;برای من یک حرکت دست یا شاید "چرخش یک چشم" برای ثبت کافی باشد. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;عدسی 300 میلیمتری را بر دوربین سوار میکنم و بدنبال شکار. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;عجبا که گاه &lt;a href="http://i3.tinypic.com/2a8fbpk.jpg"&gt;خود&lt;/a&gt; شکار &lt;a href="http://i14.tinypic.com/4cj7l12.jpg"&gt;شکارچیان&lt;/a&gt; میشوم، شکارچی هم صید میکنم&lt;span&gt;&lt;a href="http://i3.tinypic.com/2qvs8qt.jpg"&gt;!&lt;/a&gt;  &lt;a href="http://i1.tinypic.com/2zyv4ow.jpg"&gt;!&lt;/a&gt;  &lt;a href="http://i13.tinypic.com/2dj5fdt.jpg"&gt;!&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;و اکنون محرم است و عاشورا در راه; شاید ایستگاه عمر مجالم ندهد، اما اگر داد، میروم، نگاه میکنم و ثبت خواهم کرد تصاویری را که شاید هرگز دیگری آن را نبیند اما خودم بارها و بارها و بارها تماشایشان خواهم کرد.  &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;التماس دعا&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt; &lt;/div&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/2007/01/blog-post_26.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/7179001734677200922'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/7179001734677200922'></link><author><name>Majid</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303.post-2163967840228391298</id><published>2007-01-26T11:33:00.000-08:00</published><updated>2007-01-26T11:44:27.685-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='محرم و کادر بسته'></category><title type='text'>شاید یک پاسخ</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://majid.wide10.com/uploaded_images/DSC_8628-ed-1-796988.jpg"&gt;&lt;img src="http://majid.wide10.com/uploaded_images/DSC_8628-ed-1-794055.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;&lt;div align="right"&gt;در این پست و&lt;a href="http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=38657"&gt; تصویر&lt;/a&gt; امروزم خواستم محرم را از دید خودم نشان دهم. گفتم از لنز تله استفاده میکنم،&lt;br/&gt;&lt;br/&gt; گفتم که کادر را هرچه بسته تر خواهم بست. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;گفتم فقط سراغ چهره ائی خواهم رفت که خالصند. نپرسید از کجا میفهمی خالصند که "رنگ رخسار خبر میدهد از سر درون"&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;عکس اصلی پست را به چهرای اختصاص دادم از یک جوان سرخ و سفید "حاوی تمام احساساتی که باید یک مرد جوان داشته باشد"،&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;با موی مرتب به مد جدید و ژل زده.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;زنجیر میزند.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;و چه محکم هم میزند!!!&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;چرا؟ نه گمان کنیم که او نادان است و نمی داند" دهکده جهانی" یعنی چه، نه گمان کنیم که او معنی "تفکر فردی" را نمی شناسد. می شناسد و میداند که تفکر فردی می تواند همراه یا حتی منطبق با دید مذهبی باشد. او در زندگی خطوط قرمزی دارد، در مجلس عروسی پسر همسایه شان چنان قر میریزد و بشکن میزند که گوئی مطرب و متغنی زاده شده! و در مجلس عزای حسین بر سر و سینه میکوبد و گره بر ابروان انداخته و به بیگانه میگوید که این خط قرمز من است، اگر پایت را به خطا بر آن بگذاری صد برابر این ضربات را بر سر تو خواهم زد. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;اینها را من در چهره این جوان خواندم، "چشم ها را باید شست"&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;تصویر امروز من روی سایت فتو کاملا هدف دار پست شد. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;هیچگونه جذابیت بصری در آن دیده نمیشود، چه دارد؟ پوشش سیاه مردم؟ حال و هوای عزا؟ آن هم در شوم ترین روز سال؟ شوم ترین روز تاریخ؟!!!&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;خانم گلسا حیدری پرسیده اند پیام این تصویر چیست!!! &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;می گویم ، من میگویم که مهر یک مرد به یک زن و بالعکس هرگز منافی خط مذهبی ایشان نیست. هست؟ این بانو دست شوهرش را که در صف زنجیر زنان حسین با پای برهنه گام بر میدارد، میفشارد.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;آیا نوع نگاه این بانو و خمش عاشقانه قامت مرد را بسوی او نمی بینید؟!!! آیا این یک پیام نیست؟ بگذریم که شاید شما نمی خواهید این پیام را ببینید، چرا که ممکن است با هیچ یک لایه های متفاوت ذهن شما منطبق نباشد. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;من پیام شما را برای خانم قدیرزاده هم روی تصویر آخریشان دیدم. شما آن تصویر را با یکی از آن لایه ها منطبق یافتید "خودتان گفته اید".&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;بجوئید خانم حیدری، در لابلای دهلیز تو در توی ذهنتان بجوئید، حتما خواهید یافت، شاید قسمتی یا ذره ای از آنچه من خواسته ام بگویم.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;آقای اربابون نگرانند، نگران به انحراف کشیده شدن یک عقیده. حق دارند، در جائی شنیدم که جهنم به آتش آنانی خواهد سوخت که قرآن را می خوانند، {نه برای قران که برای به رخ کشیدن صوت زیبایشان}. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;هستند کسانی که ره افسانه میزنند در حالی که حقیقت را هم می بینند. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;برادرم اگر طبل تویش خالی نباشد که صدائی ندارد و حنجره بی صدا چگونه حضور را نشان دهد؟ رجز خوانی و های هوی کردن اولین نشانه های ستیز است. مگر نه اینکه تمام هدف محرم به میدان کشیدن یزیدیان است و خون خواهی از حق؟!!! سرباز خودی چگونه بدون دیدن علم و کتل صف خودی را بیاید و گمراه اسیر دشمن نگردد؟!!! روی صفحه کامپیوتر شما برای راحت تر شدن عملکرد شما علامات وجود دارد "آیکون ها و شورت کاتها". علامات و سمبل ها لازمند.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;آقای رستمی از این انحراف دچار تهوع می شوند و چندششان میشود. من با این تصاویر خواسته ام قسمتهای غیر چندش آور را نشان بدهم. شاید موفق نبوده ام.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt; امسال به یمن تحرکات دشمنانه آمریکائیها و دامن زدن به تفاوتهای شیعه و سنی، علما و عقلای ما فهمیدند که باید دستی بالا کنند. همایشی در قم برپا شد برای اصلاح فانکشنال مداحان. اما برادر، من سعی در قربال دید خودم دارم. میشود قسمتهای بی مایه اش را شست. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;اگر بخواهیم از ابتزالش بگوئیم مثنوی هفتاد من هم خجل  خواهد شد.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;آقای امینی در این تصویر یک تقابل دیده اند و تمام آنچه من میخواهم بگویم این است که ، آنچه در این تصویر می بینیم یک تقابل نیست، که تفاهم است، تطابق است. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;این&lt;a href="http://i1.tinypic.com/2d1te0k.jpg"&gt; تصویر&lt;/a&gt; را تقدیم میکنم به سیامک عزیز. شاید دیدن حلقه بر دست این بانو حلالیت ایشان را اثبات کند.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;التماس دعا&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt; &lt;/div&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/2007/01/blog-post_8094.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/2163967840228391298'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/2163967840228391298'></link><author><name>Majid</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303.post-8423138937549673132</id><published>2007-01-23T14:01:00.000-08:00</published><updated>2007-01-24T08:13:01.214-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کورش خورشیدفر'></category><title type='text'>یک پرتره</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;برادر عزیزم کورش ، من کارهای شما رو دنبال میکنم و احساس میکنم در پی ایجاد ثبت ها و صحنه های دل انگیز و زیبا هستید.  این تصویر آخری شما رو پسندیدم و حیف دیدم که از کنار تصویراین فرشته کوچولو بگذرم. من این ادیت رو با فتوشاپ  انجام دادم اما شما میتونید با اضافه کردن یک تابش دیگه از سمت راست نور رو در تمام سطح فریم کنترل کنید.&lt;br/&gt;البته شاید دستکاری تصاویر کار زیاد خوبی نباشه&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;/div&gt;&lt;a href="http://i11.tinypic.com/4ha4coz.jpg"&gt;&lt;img alt="" src="http://i1.tinypic.com/2q2fpjs.jpg" border="0" /&gt; &lt;/a&gt;&lt;a href="http://i14.tinypic.com/2my3wj9.jpg"&gt;&lt;img alt="" src="http://i1.tinypic.com/2lkz09i.jpg" border="0" /&gt; &lt;/a&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;Photo by: Kourosh KhorshidFar&lt;br/&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br/&gt;&lt;/div&gt;&lt;br/&gt;&lt;a href="http://i12.tinypic.com/2ih9x7d.jpg"&gt; &lt;/a&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/2007/01/blog-post_23.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/8423138937549673132'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/8423138937549673132'></link><author><name>Majid</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303.post-1987348757918804075</id><published>2007-01-21T12:58:00.000-08:00</published><updated>2007-01-21T13:05:42.584-08:00</updated><title type='text'>زنبق</title><content type='html'>&lt;br/&gt;&lt;div align="right"&gt;خوب، پست امروز من شاید مربوط به دو سال پیش بوده که این تصویر اصلی هست.&lt;br/&gt;&lt;img src="http://majid.wide10.com/uploaded_images/tiny-copy-770533.gif" border="0" alt="" /&gt;&lt;br/&gt;تصویری رو که در فتو بنمایش گذاشتم ویرایش شده.  همونطور که میبینید هیچگونه تغییری در رنگها داده نشده. &lt;/div&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/2007/01/blog-post_21.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/1987348757918804075'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/1987348757918804075'></link><author><name>Majid</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303.post-3474633554721351849</id><published>2007-01-19T05:19:00.000-08:00</published><updated>2007-01-19T09:10:09.463-08:00</updated><title type='text'>Golden Spider</title><content type='html'>&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;اگه خدا بخواد تصمیم دارم از این به بعد اصل تصاویری رو که در &lt;a href="http://foto.ir/"&gt;سایت فتو&lt;/a&gt; میگذارم اینجا به نمایش بگذارم. بدون ادیت و فقط با تغییر اندازه.&lt;br/&gt;اولینش همین تصویر آخری &lt;a href="www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=38403"&gt;&lt;a href="http://www2.blogger.com/www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=38403"&gt;عنکبوت طلائی&lt;/a&gt;&lt;/a&gt; هست. در ضمن این اسمی هستکه من براش انتخاب کردم و اسم واقعی حشره رو نمیدونم&lt;br/&gt;&lt;img src="http://majid.wide10.com/uploaded_images/DSC_4209-2-784709.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;تصویر بزرگتر رو &lt;a href="http://i3.tinypic.com/2qxb6s3.jpg"&gt;اینجا&lt;/a&gt; می بینیم.&lt;br/&gt;نظرتون در مورد برداشت - ویرایش و کادر بندی چیه؟&lt;br/&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/2007/01/golden-spider.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/3474633554721351849'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/3474633554721351849'></link><author><name>Majid</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303.post-7902281805076254237</id><published>2007-01-19T00:04:00.000-08:00</published><updated>2007-01-19T00:37:14.519-08:00</updated><title type='text'>ماکرو - ویرایش</title><content type='html'>&lt;br/&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بنام دادار آفریدگار&lt;br/&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="right"&gt;همیشه در برداشتهائی که تنظیم کمپوزیشن در اختیار ما نیست و در بعضی مواقع بطور وحشتناکی سریع بدست میاد و از دست میره، اونطور که دلمون میخواد کادر واسمون حاضر و آماده  دست نمیده و مجبوریم برای نمایش یه جورائی تصویر رو دستکاری کنیم. میشه اسمشو گذاشت اصلاح ، ادیت یا همون ویرایش.&lt;br/&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;قوانینی وجود داره که شاید نا نوشته اما باید رعایت کنیم. &lt;br/&gt;1.کم یا زیاد کردن قدرت نور&lt;br/&gt;2. کم یا زیاد کردن قدرت رنگها&lt;br/&gt;3. تمیز کردن لکه هایئ که روی صفحه سنسور نشسته&lt;br/&gt;4. برش زدن و چرخاند جهت موضوع در داخل فریم جدید&lt;br/&gt;5. کم یا زیاد کردن کنتراست یا فاصله بین رنگها و لبه های نور&lt;br/&gt;6. حذف قسمتهای از داخل فریم که بودن یا نبودنشون بطور فیزیکی هم امکان داشته باشه&lt;br/&gt;کارهائی رو که اصلا مجاز نیستیم&lt;br/&gt;1. تغییر اصل مایه رنگها &lt;br/&gt;2. تغییر شکل اصلی موضوع&lt;br/&gt; 3. ایجاد تغییراتی که بطور فیزیکی و واقعی امکان وجود ندارند&lt;br/&gt;خلاصه اینکه در کاری نکنیم که تصویر از اصل خودش خارج بشه ، مثلا یه سنجاقک داشته باشیم که دندونهای نیشش از پلنگ بزرگتر باشه ، یا چشمهای زشت دختر همسایمون رو با چشمهای آهو عوض کنیم. یا اینکه بینی دختر عمه رو .....&lt;br/&gt;من یه روند اصلاح رو باتصویر نشون میدم.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;img src="http://majid.wide10.com/uploaded_images/e-1-1-739541.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br/&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;رنگها کمی کم حال ، موضوع بسیار کوچک ، لکه های کثیف روی صفحه سی سی دی و اجزاء اضافی میبینم، نه؟&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;img src="http://majid.wide10.com/uploaded_images/e-2-2-781361.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;br/&gt;تصویر رو برش زدم و موضوع رو در نقطه ای که حس میکنم خوبه قرار میدم، شایدم مجبور بشم کمی موضوع رو هنگام برش چند &lt;br/&gt;درجه ای بچرخونم.&lt;br/&gt;  &lt;br/&gt;&lt;img src="http://majid.wide10.com/uploaded_images/e-3-3-772513.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;br/&gt;تصویر رو شارپ کردم و نور تصویر رو کمی افزایش دادم ضمنا از سمت راست تصویر یه چیزائی رو حذف کردم. راستی لکه های سی سی دی رو هم پاک کردم. در این حالت گرین یا همون نویز تصویر درشت میشه و کار رو خراب میکنه. برای بدست آوردن تصویری سافت و بدون نویز میتونیم از نرم افزارهای مخصوص اینکار استفاده کنیم. &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;img src="http://majid.wide10.com/uploaded_images/e-4-4-751127.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;br/&gt;کمی رنگها رو تقویت میکنیم، انعکاس رنگ زرد گل روی بدن حشره دیده میشه، نور روی گلبرگها رو کم میکنم تا توازن نور در سطح فریم ایجادبشه و برای اینکه چشمها و بعضی قسمتهای بدن حشره رو در وضوح کامل داشته باشیم از شارپنس موضعی استفاده کردم . حتی میشد نقاط نورانی روی بالها رو هم ترمیم کرد.&lt;br/&gt; &lt;br/&gt;&lt;br/&gt;حتما گفته های من ناقص هستند و اشتباه دارند. کمکم کنید تا اصلاح کنم.&lt;br/&gt;&lt;br/&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/2007/01/blog-post_19.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/7902281805076254237'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/7902281805076254237'></link><author><name>Majid</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303.post-5005141995103367730</id><published>2007-01-13T21:59:00.000-08:00</published><updated>2007-01-13T22:32:34.036-08:00</updated><title type='text'>بک گراند در ماکرو - حشرات</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://majid.wide10.com/uploaded_images/3648695-lg-736308.gif"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://majid.wide10.com/uploaded_images/3648695-lg-733888.gif" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; Hairy little fellow:          by allon kira&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;بنام خدا&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;در عکاس ماکرو سعی ما بر اینه که تا میتونیم کادر رو از موضوع پر کنیم. تلاش میکنیم چیزی بعنوان بک گراند وجود نداشته باشه و &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;تنها چیزی که چشم بیننده رو پر میکنه موضوع باشه و بس، اما همیشه اینگونه دست نمیده و مجبوریم فضائی برای زمینه داشته باشیم. این فضا رو چطوری پر کنیم؟ چیکارش کنیم چشم بیننده بطور ناخواسته از موضوع به سمت  اجزاء   ناخواسته   حرکت نکنه؟ چطور میشه این فضا رو زیباتر کرد به طوری که به زیبائی تصویر هم کمک کنه؟&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;اولین حرکت میتونه چرخش دوربین و انتخاب زاویه ای باشه که فضای پشت سر موضوع  رو در  وضعیتی  یکنواخت  و  مات داشته باشیم. اگه این نشد میشه از نرم اقزار  برای  از  بین  بردن  اجزاء  اضافی  است (البته باید  مواظب باشیم که به اصل موضوع  لطمه ای نخوره.) استفاده کرد. پیشنهاد میکنم با دقت به  تصاویر نگاه کنید. دقت  در این تصاویر میتونه به ما در خصوص زمینه تنظیم زمینه کمک کنه. &lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.photo.net/photodb/folder?folder_id=421087"&gt;مگسها&lt;/a&gt; &lt;a href="http://www.photo.net/photodb/folder?folder_id=421115"&gt;سنجاقکها&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به اصلاح گفته های من کمک کنید.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/2007/01/blog-post_4477.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/5005141995103367730'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/5005141995103367730'></link><author><name>Majid</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303.post-1762595514719970845</id><published>2007-01-13T11:08:00.000-08:00</published><updated>2007-01-13T11:12:18.176-08:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='یه معرفی کوچیک'></category><title type='text'>یه معرفی کوچک</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;بنام لطیف&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سلام&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;مدت زیادیه که با اینترنت سر و کار دارم، مثل خیلی های دیگه اما این اولین وبلاگی هست که بطور خصوصی مینویسم، گفته شده که مسئولیت نوشته ها عهده نویسندست. باشه قبول کردم. کمی در مورد خودم میگم.&lt;br /&gt;اما نه، حوصله قلم فرسائی در مورد خودم ندارم و به چند جمله در مورد سابقه عکاسی خودم بسنده میکنم.&lt;br /&gt;اولین عکسم رو در سال 1356 با یک دوربین لوبیتل 2 روسی گرفتم (هنوز دارمش)، تقریبا تمام عکسهای اون موقع روی فیلم های سیاه و سفید 120 میلیمتری و خانوادگی بود. در اولین فرصت چندتاشو اسکن میکنم و میذارم رو همین وبلاگ.&lt;br /&gt;بعدها فیلم 120 رنگی هم وارد بازار شد و من استفاده میکردم. اون موقعها فکر میکردم اگه تو  فریم یه آدم که فیگور هم گرفته وجود نداشته باشه عکاسی وقت تلف کردنه!!!. تمام چیزی که فکر من رو مشغول میکرد درست تنظیم کردن دوربین بود. تو قاب دوربین یه جدول داشتم که توش تنضیمات عکاسی با اون دوربین رونوشته بود :اگه آفتاب باشه سرعت اینقدر باید باشه و دیاف اونقدر! سایه اینجوری و ابری اونجوری....&lt;br /&gt;کم کم دوربینهای مختلف رو امتحان کردم. تو یه جشن تولدم (نمیدونم چه سالی) یه دوربین هانیمکس با قطع 110 بدستم رسید. همچین بگی نگی اتومات بود.&lt;br /&gt;دائیم دوتا دوربین پولاروید که با تکنیک جدید کار میکرد و عکسش به سرعت چاپ میشد رو در فاصله یکی دو سال خرید. شاید یکی دوتا عکس بیشتر با اون دورببینها نگرفتم اما برام جالب بود.&lt;br /&gt;اولین باری که لذت عکاسی رو با یه دوربین حرفه ای چشیدم با یه دوربین کنون آ ای وان با قطع 135 بود. آقا چه کیفیتی داشت!!!&lt;br /&gt;خلاصه عکاسی کار گرونی شد و چون در زندگی من اولویتی نداشت گذاشتمش کنار.&lt;br /&gt;اما علاقش رو نه!.&lt;br /&gt;6-7 سال پیش وب کم و پی سی کم اومد تو بازار و منم یکیشو گرفتم. اصلا تو فکر چاپ عکسها نبودم و همیشه دنبال پیدا کردن دستگاه های بهتری بودم. اوایل سال 2004 یه دوربین سونی SyberShot T1 خریدم. عجب کیفیتی داشت!!! راستشو بخواین تا اون موقع نمیدونستم عکاسی ماکرو یعنی چی. البته عکسهائی از سر و کله حشرات و بندپایان رو در مجله های مختلف از جمله نشنال جئوگرافیک میدیدم و احساس میکردم حتما لوازم بسیار بسیار خاص واسه این قبیل برداشت ها لازم هست L . ماه رمضان 2004 برادرم حمید که یکی دوسال بود مجدد عکاسی رو با دوربین های پیشرفته دیجیتال شروع کرده بود من رو با دوربین D70  نیکون آشنا کرد. اونجا بود که اختلاف کیفیت دوربین های SLR دیجیتال رو با امثال دوربین خودم دیدم ونگذاشتم حمید دوربینش رو با خودش ببره. نه اینکه فکر کنید کلاهش رو برداشتم! یه کم از پولشو دادم خدا شاهده...&lt;br /&gt;همراه این دوربین سه تا لنز هم بود، همین تله 70-300 و ماکرو 105میلیمتری زیکما به انضمام یه 17-55 نیکون. به توصیه حمید عضو سایت عکس بلاگ به مدیریت آقای بنائی  شدم.&lt;br /&gt;مدت کمی نگذشته بود که به فکر تعویض دوربین با نوع دی 100 شدم و لنز 17-55 رو هم با یه 24-85 با دیاف 2.8 عوض کردم.&lt;br /&gt;به توصیه یکی از دوستانم وارد سایت &lt;a href="http://www.photo.net/photos/Majid"&gt;فتو دات نت&lt;/a&gt; شدم. یه جورائی به دلیل کمبود سوژه هائی که استفاده دو منظوره داشته باشه (هم عکس بلاگ و هم دات نت) مجبور شدم به ماکرو رو کنم.&lt;br /&gt;خلاصه این بود که وادار به استفاده از لنز 105 میلیمتری شدم. اصلا علاقه ای به کمپوزیشن های دست ساز ندارم و این موضوع منو به سمت زنبور و سوسک و مگس و .....کشوند.&lt;br /&gt;رو این کار خیلی وقت گذاشتم ، تحقیق کردم و هزاران عکس رو تماشا کردم، رو دات نت ، &lt;a href="http://www.photosig.com"&gt;فتو زیک&lt;/a&gt; و ......&lt;br /&gt;یه چیزائی یاد گرفتم که اگه خدا بخواد و عمری باقی باشه همینجا مینویسم ، شاید به درد کسی بخوره. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راستی مدت زیادی نیست که به کار آتلیه هم علاقمند شدم. هنوز اول راهم و در این مورد فعلا حرفی واسه گفتن ندارم.&lt;/div&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/2007/01/blog-post_13.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/1762595514719970845'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/1762595514719970845'></link><author><name>Majid</name></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1431320367578654303.post-7796926269361202433</id><published>2007-01-12T09:26:00.000-08:00</published><updated>2007-01-13T11:00:05.027-08:00</updated><title type='text'>ماکرو - حشرات</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:180%;"&gt;بنام چیره دست ترین نقاش &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;&lt;strong&gt;عکاسی ماکرو از حشرات&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000000;"&gt;از کجای حشره میخوایم عکس بگیریم؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;از روبرو و سر حشره : اگه موضوع حشره ای دارای انبرک باشه مثل عقرب به دو دلیل نباید زیاد بش نزدیک بشیم. دلیل اول اینکه برای ثبت انبرکها و سر حشره و پاهای جلو به عدد دیاف بسیار بالا نیاز داریم (بیش از 16) البته در شرایط نوری مناسب( فلاش سافت یا رینگ) هرچند که بعید به نظر میرسه که وقت به اندازه کافی داشته باشیم از فلاش های اسلیو یا ثانوی استفاده کنیم. دلیل دوم هم اینه که عقرب حشره خطرناکیه!!!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اما اگه حشره ما انبرک نداشته باشه ، به راحتی میتونیم در نور عادی روز و با دیاف نه چندان بسته از سر حشره عکس بگیریم بطوری که دو پای جلو هم در کادر و و ضوح قرار بگیره.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شاید بخوایم تمام بدن یه حشره رو در وضوح داشته باشیم ، بهتره که با یه زاویه نسبتا تند از دم بطرف سر هدف گیری کنیم و نقطه فوکوس رو روی چشمها تنظیم کنیم. راستی یادم رفت بگم، در هر صورت باید چشمهای حشره در فوکوس کامل قرار بگیره (مگر اینکه هدف عکاس از برداشت موضوع خاص از یک قسمت از بدن حشره باشه). این زاویه دید به ما اجازه میده که فوکوس از قسمت سر بطرف دم حرکت کنه و اگه از دیاف بسته استفاده کنیم تمام بدن رو در فوکوس خواهیم داشت و در غیر اینصورت از سر بطرف دم از فوکوس خارج میشیم. حالا هر چه زاویه دید رو از سمت سر بطرف دم تغییر میدیم و بصورت افقی بطرف بدن حشره حرکت میکنیم طول بدن حشره واضح تر و در رنج فوکوس قرار خواهدگرفت. به همین ترتیب عدد دیاف هم میتونه پایین تر بیاد و نور هم میتونه بطور یکنواخت روی بدن حشره پخش بشه. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:130%;"&gt;یه مثال میزنم: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:130%;"&gt;در تصویر شماره یک هدف عکاس سر و چشمهای حشره بوده ، و میتونسته از دیاف باز و نور ملایم استفاده کنه اما چون میخواسته عمق میدان رو تا پشت حشره داشته باشه دیاف رو بسته و از نور فلاش برای جبران اون &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:130%;"&gt;استفاده کرده. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://tinypic.com" target="_blank"&gt;&lt;img src="http://i1.tinypic.com/2mq0zdh.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:130%;"&gt;در تصویر شماره دو، عکاس تصمیم داره که علاوه بر چشمها، شاخکها و قسمتهائی از پشت و پاهای جلو رو در وضوح داشته باشه، بقیه بدن حشره رو هم به بیننده نشون بده. لذا کمی به سمت بدن حشره در افق حرکت کرده.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://tinypic.com" target="_blank"&gt;&lt;img src="http://i12.tinypic.com/4huvn7t.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:130%;"&gt;در تصویر شماره 3 عکاس ما تصمیم داشته تمام بدن حشره رو از پهلو در وضوح داشته باشه. لذا کاملا به پهلوی حشره چرخیده. هرچند که نباید از نظر دور داشته باشیم عمق میدان باید طوری باشد که بالها هم در رنج قرار بگیرند.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://tinypic.com" target="_blank"&gt;&lt;img alt="Image and video hosting by TinyPic" src="http://i18.tinypic.com/2ptv681.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:130%;"&gt;تمام این مطالب که گفته شد یه توضیح لازم داره.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:130%;color:#ff6666;"&gt;1. ما از حداقل فاصله کانونی لنز ماکرومون استفاده میکنیم چرا که میتونیم با فاصله گرفتن از موضوع عمق بیشتری رو در وضوح داشته باشیم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:130%;color:#ff6666;"&gt;2. نور فلاش ما قابل تنظیم باشد که البته دوربین های جدید اتومات این کار رو میکنند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مطالبی که گفتم حتما ناقص هستند و نیاز به ویرایش دارند. به من کمک کنید.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='alternate' type='text/html' href='http://majid.wide10.com/2007/01/blog-post.html'></link><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/7796926269361202433'></link><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1431320367578654303/posts/default/7796926269361202433'></link><author><name>Majid</name></author></entry></feed>